هلال سرخ اصفهان در جنگ رمضان/ امدادرسانی میان آتش دشمن تا قلب صنعت فولاد
این روایت حکایت قرمز پوشانی است که شاید زمانی که وارد جمعیت بزرگ هلال احمر شدند، خود نمیدانستند روزی خواهد آمد که این لباس تعهد و وابستگی تک تک شان خواهد شد و تحت هر شرایطی در شادی و غم و وهم و ترس در کنار هم نوعان خود خواهند ماند. اگر جان بر کف را فقط شنیده اید اینجا به چشم خواهید دید.
این روایت حکایت قرمز پوشانی است که شاید زمانی که وارد جمعیت بزرگ هلال احمر شدند، خود نمیدانستند روزی خواهد آمد که این لباس تعهد و وابستگی تک تک شان خواهد شد و تحت هر شرایطی در شادی و غم و وهم و ترس در کنار هم نوعان خود خواهند ماند. اگر جان بر کف را فقط شنیده اید اینجا به چشم خواهید دید.
اینجا سرگذشت نجاتگرانی که به خود میبالند که خادمان خلق خدا هستند و به لطف معبود بی همتا ناجی در راه ماندگان خواهند شد.
در این مقال میخواهیم از رشادت هایی بگوییم که نجاتگرانی از جنس نور در زمانی که قلب ها نیاز به مرهم انسانی و بشر دوستانه دارد، پدیدار میشوند. از آنهایی که قرآن مجید در سوره ی مبارکه مائده اینچنین آنان را توصیف میکند که هرکس نفسی را حیات بخشد (و از مرگ نجات دهد) مثل آنست که همه ی مردم را حیات بخشیده است، همانهایی که در جنگ رمضان، نجات جان دیگران و امداد رسانی را سرلوحه ی کار خود قرار دادند و در حملات هوایی به اصفهان، شهر زیبای نصف جهان و شهر شهیدان نام آور، یاریگر دستان نیاز محله هفتون اصفهان، مجتمع فولاد مبارکه، قلب تپنده ی صنعت استان و کشورمان و دیگر نقاط استان اصفهان که مورد اصابت موشکی قرار گرفتند؛ بودند.
نجاتگران، مربیان، داوطلبان، جوانان و تمام قرمز پوشان با نام های مختلف اما با هدف مشترک و واحد گرد هم آمدند و مجموعه ای عظیم تشکیل دادند به نام هلال احمر.
